مشاركت شهروندي رويكردي جديد در تغيير جايگاه مديريت شهري (با تأكيد بر تجارب جهاني)

مشاركت شهروندي رويكردي جديد در تغيير جايگاه مديريت شهري (با تأكيد بر تجارب جهاني)

 

چكيده

شهر، شهروند و مديريت شهري به عنوان مفاهيمي هستند كه ارتباط بسيار تنگاتنگ و نزديكي با يكديگر دارند. چرا كه شهر فضاي سكونت با كاربرد و وي‍ژگي خاص خود را تداعي مي كند. شهروندان به عنوان ساكنان اين فضا تلقي مي شوند و شهروندي جايگاهي اجتماعي است كه در رابطه دولت با حقوق اجتماعي همراه است. مديريت شهري، هر آنچه كه براي زندگي شهروندان لازم و ضروري است در اختيار مي گذارد و از طريق آن است كه شهروندان مي توانند با مشاركت در اداره امور شهر، از استعدادها و توانايي هاي خود در جهت بهبود وضعيت زندگي خويش بهره گيرند. مشاركت شهروندان نقش بسزايي در ارتقاء مديريت شهري دارند و تحولات زيربنايي و كاربردي بسياري را در اداره امور شهر به وجود مي آورند. اين نوشتار با استفاده از روش توصيفي- تحليلي و مطالعات كتابخانه اي، به بررسي عوامل موثر بر مشاركت شهروندان در مديريت شهري و بيان ديدگاهها، نظريات و تجارب جهاني مشاركت شهروندي پرداخته و به ارائه راهكارها و پيشنهاداتي جهت تغيير جايگاه مديريت شهري از نهاد خدماتي به نهاد اجتماعي مي پردازد.

كلمات كليدي: مشاركت شهروندي، تجارب جهاني، مديريت شهري، شهروندي، شهر.

 

1. مقدمه

مدیریت شهری مجموعه ای از اقدامات است كه افراد و نهادها اعم از خصوصی و دولتی از طریق آنها به مدیریت و اداره شهر می پردازند. چنین فرآیندی، عملی و پیوسته است كه بوسیله آن منافع افراد مختلف به كمك فعالیت های مشاركت گونه تأمین خواهد شد. در مدیریت خوب شهری، مشاركت از جایگاه بالایی برخوردار است. مشاركت همه آحاد جامعه به عنوان اساس مدیریت خوب شهری قلمداد می شود. آن دسته از دولت های محلی كه شهروندان خود را در ارزیابی های اولیه و برنامه های خود شریك می سازند و از نظرات آنها به صورت مستمر بهره می جویند، در اجرای برنامه های توسعه با مشاركت ذی نفعان محلی، اثربخش تر عمل می كنند. به همین نسبت می توان مشاركت را عاملی برای توانمندسازی شهروندان به حساب آورد. مشاركت می تواند در تصمیم گیری شهروندان برای شهر خود باشد و یا در حد مطلع ساختن آنها از روال اداره امور شهر باقی بماند.

در عرصه ساختاری، شهرداری ها نیازمند تحولات اساسی هستند. در حال حاضر مبنای ساختار و تشكیلات شهرداری بر اساس وظایف خدماتی آن بنیان نهاده شده است. این وضعیت به گونه ای است كه سرعت عمل را از شهرداری و سازمانهای تابعه آن سلب نموده و بخش اعظم توان تشكیلاتی شهرداری صرف امور داخلی می شود. شهرداری نباید تأمین كننده آب و برق و سایر خدمات باشد. شهرداری نباید خود اقدام به تأسیس اماكن مختلف كند بلكه باید با تكیه بر قدرت قانونی خود به عنوان سازمانی كنترل كننده و نظم بخش به فعالیتهای بخش خصوصی و غیر دولتی، شرایط را به گونه ای فراهم نماید تا امور اجرایی و خدماتی توسط آنها انجام شود و شهرداری تنها به حوزه های مرتبط با تدوین خط مشی های محلی و نظارت بر فعالیت های دیگر كنش گران شهری بپردازد. به نظر می رسد گام اول برای تحقق مدیریت شهری خوب و بهره گیری از مشاركت شهروندان، ایجاد پیش زمینه های فكری لازم در آنها برای پذیرش شهرداری به عنوان یك نهاد حاكمیتی كه دارای كارویژه های اجتماعی- فرهنگی است می باشد. ترسیم چهره شهرداری به عنوان یك سازمان اجتماعی كه در قالب یك توانمندساز عمل نموده و لزوماً دارای ارتباطات تنگاتنگ با شهروندان است، و همچنین بسنده نكردن به فعالیت های خدماتی در گرو آموزش های لازم در سطح كاركنان، مدیران و حتی اعضای منتخب شورای شهر و نیز آموزش های عمومی شهروندی خواهد بود.

در این مقاله سعی شده است که نخست مفاهیم بنیادین و دیدگاه های نظری در ارتباط با شهروندان و مشارکت آنها در امور شهری از منظر اهل نظر و اندیشه ورانی که در این حوزه به مطالعه و تحقیق پرداخته اند، مورد بررسی قرار گرفته و آنگاه در پرتو ترکیب این نظریات با دیدگاهی تحلیلی و تطبیقی و با استفاده از تجارب جهانی به سیر تحولات مشارکت شهروندی بپردازیم.

 

2. بیان مسأله

مردم، منابع و مشارکت سه رکن اساسی توسعه پایدار انسانی را تشکیل می دهند، با این تفاوت که مشارکت در مقایسه با دو رکن دیگر نقش ساختاری داشته و دو عامل مردم و منابع در چارچوب آن به فعالیت در می آیند. به عبارت دیگر مشارکت به دلیل اینکه هم هدف توسعه و هم وسیله رسیدن به آن است و ضمن آنکه نقش ترکیب کننده دو عامل دیگر را دارد، برآیند آن دو نیز به شمار می آید به همین لحاظ مشارکت عنصری کلیدی در فرآیند توسعه پایدار تلقی می شود و از آن به عنوان حلقه گمشده فرآیند توسعه یاد می شود(شوریابی، 34:1386). امروزه یکی از راهکارها و راهبردهای مؤثر، اثر بخش و کارساز در مسأله مدیریت که در قالب مدیریتهای استراتژیک، آینده نگر و مشارکتی متجلی می شود، استفاده از استعدادها، پتانسیل ها و سرمایه های فکری، فیزیکی و مادی بخش خصوصی و مردمی است. از این طریق می شود مسأله کارآیی، اثر بخشی و بهره وری، که پیامد آن کاهش هزینه ها، افزایش درآمدها و بهینه سازی عملکردها می باشد را در مدیریت شهری ارتقا بخشید و زمینه پایداری مدیریت شهری را فراهم نمود(ایمانی جاجرمی و دیگران، 97:1383).

شهرداریها از جمله حکومتهای محلی محسوب می شوند که بدون مشارکت همه جانبه مردم مشروعیت ندارند. به سخن دیگر، بدون مشارکت فعال مردم در امور محلی، شهرداریها توانایی پیشبرد هدفهای خود را نخواهند داشت. از این رو باید راههای مختلف زمینه های مشارکت و همکاری فعال مردم را در امور محلی فراهم نمود(شکیبا مقدم، 186:1380).

به طور خلاصه بايد گفت مشاركت گسترده و استفاده مناسب از مشاوره عموم مردم است كه به ميزان قابل توجهي موجب واقع گرايي در تدوين اهداف و قابليتهاي اجرايي طرحها و اتكا طرح بر داده هاي موثق و دقيق مي شود و تضمين كننده موفقيت طرحها مي گردد.

 

3. روش تحقیق

پژوهش حاضر، در پي تلفيق دو شاخه مشاركت و مديريت شهري است و لازمه انجام چنين پژوهشي، برخورداري از ديدگاهي است كه قابليت همه جانبه نگري داشته باشد .در این نوشتار از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده که بدین منظور ضمن استفاده از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای از منابع اینترنتی نیز بهره گیری می شود.

 

4. مباني نظري تحقيق

آن دسته از دولت های محلی كه شهروندان خود را در ارزیابی های اولیه و برنامه های خود شریك می سازند و از نظرات آنها به صورت مستمر بهره می جویند، در اجرای برنامه های توسعه با مشاركت ذی نفعان محلی، اثربخش تر عمل می كنند. حكمرانی خوب شهری هر آنچه را كه برای زندگی شهروندان لازم و ضروری است در اختیار می گذارد و از طریق آن است كه شهروندان می توانند از استعدادها و توانایی های خود در جهت بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خویش بهره گیرند. علاوه بر آن، حكمرانی شهری كاملاً جنبه سیاسی در خود نهفته دارد و از آنجا كه حكمرانی یا حاكمیت شهری، وظیفه به اجرا درآوردن تصمیمات و سیاست های عمومی در جهت منافع عامه را دارد، به عنوان فرایند مشاركتی توسعه تعریف می شود و به موجب آن همه ذی نفعان شامل حكومت، بخش خصوصی و جامعه مدنی تمهيداتی را برای حل مشكلات شهری فراهم می آورند كه نتیجه آن رفع ناپایداری توسعه شهری، رفع ناپایداری ها از بدنه نهادهای مدیریتی، برنامه ریزی شهری، كارآمدسازی و مسئولیت پذیری بیشتر در اداره امور شهری و تفویض قدرت، وظایف و صلاحیت ها به حكومت ها و سایر ذینفعان محلی خواهد بود.

4-1. مفهوم شهر

برای شناخت شهرها، ابتدا باید به درک فرآیندهایی بپردازیم که به وسیله آن ها اشکال فضایی ایجاد و دگرگون می شود، شهرها را باید نه تنها به عنوان یک مکان مشخص- ناحیه شهری- بلکه همچون بخشی جدایی ناپذیر از فرآیندهای مصرف جمعی درنظر گرفت که این فرآیندها نیز خود جنبه ای ذاتی از سرمایه داری صنعتی محسوب می شوند(گیدنز،604:1374). گرچه بسياري از محققان و پژوهشگران شهري از خير تعريف شهر گذشته و يافتن تعريفي واحد براي شهر به نحوي كه نيازهاي پژوهشي تجربي متنوع و متعدد را برآورد و براي همه انواع شهر در زمانها و جوامع گوناگون مناسب تلقي گردد غير ممكن دانسته اند(ايزدي خرامه،1383)، اما در اين قسمت مي توان به پاره اي از تعاريفي كه همگي حكايت از اهميت شهر دارند، اشاره نمود. اين تعاريف عبارتند از :

1- شهر مقوله اي است فلسفي- علمی. مقوله اي است فلسفي چون ابعاد ذهني - هويتي شهر در فراسوي معيارهاي مرسوم چه فرهنگ گرا چه عملكرد گرا يا نوگرا قرار گرفته و در محدوده ارزشهاي پوياي فرهنگي هنري مقام مي گيرد. از اين رو لازم است كه برخوردي فلسفي با شهر صورت گيرد. شهر مقوله اي است علمي چون ابعاد عيني و كالبدي آن در همة زمينه هاي اجتماعی- اقتصادي، كالبدي- فضائي و...  با ضوابط و معيارهاي علمي قابل سنجش است. از سوي ديگر شهر پديده اي است مكاني - زماني كه در نقطه اي خاص ايجاد شده، در فضا تكامل يافته و با گذشت زمان رشد يافته است(حبيبي،1383 :211).

2- شهر در رويكرد جغرافيايي، حاصل رابطه اي است كه انسان با طبيعت به وجود مي آورد به گونه اي كه شهر را مي توان محيطي انسان ساز تعريف كرد. انسان براي ارضاي نيازهاي خود در بستري از دگرگوني هاي معنائي(نمادين) اقتصادي، سياسي و اجتماعي فضا را نيز دگرگون  مي كند. اين دگرگوني از خلال يك فرآيند تخريب ساختن انجام مي گيرد، بدين معني كه براي ساختن فضاهاي جديد همواره نياز اوليه اي به تخريب فضاهاي پيشين وجود دارد. اين امر چرخه اي بي پايان از تخريبها و ساختنها را به وجود مي آورد كه شايد بتوان گفت هرگز متوقف نمي شود. چه بسيار در طول تاريخ مشاهده شده است كه حتي با نابودي كامل يك شهر، تاريخ آن شهر باز نايستاده و در دوره اي آتي، بار ديگر شهر در مرزهاي قديمي و يا نزديك به آنها و با تجديد گذشته تاريخي آن بازسازي شده است(فكوهي،32:1383).

3- در رويكرد جامعه شناختي، شهر به مثابه يك واقعيت اجتماعي تعريف مي شود. در اينجا شهر در نهايت حاصلي است از مجموعه روابط ميان بازيگران اجتماعي و بنابراين، اين باور وجود دارد كه شكل گيري فضاها و روابط  شهري از اين روابط تبعيت مي كنند(فكوهي،32:1383).

4- از نظر اجتماعي، شهرها مكانهاي مناسبي براي شكل گيري نهادهاي جمعي، اعتلاي ارزشهاي فرهنگي، گسترش و تحكيم روابط و مناسبات اجتماعي و پاسداري از روشهاي انساني و هويتهاي ملي و محلي هستند)فرجامي،533:1383).

5- شهر فضاي كالبدي حيات اجتماعي جوامع است جايي كه در آن روابط انساني و اجتماعي شكل گرفته، بارور و شكوفا مي شود(رضازاده، 1384).

6- شهرها تبلوري از نابرابري در روابط قدرتمند هستند كه با ظهور حكومت يعني روابط فرماندهي- فرمانبري همخواني دارند(صرافي، 137:1384).

4-2. شهروندي

شهروندي همانطور كه روشن است از مشتقات شهر است. شهروندي را قالب پيشرفته شهرنشيني مي دانند. به باور برخي از كارشناسان، شهرنشينان هنگامي كه به حقوق يكديگر احتر ام گذارده و به مسئوليت هاي خويش در قبال شهر و اجتماع عمل نمايند به شهروند ارتقاء يافته اند. شهروندي تا پيش از اين در حوزه اجتماعي شهري بررسي مي شد اما پس از آن شهروندي مفاهيم خود را به ايالت و كشور گسترش داده است(ويكيپديا، خرداد1388).

شهروندي ايده اي است كه در اروپاي غربي زاده شد .در قرن شانزدهم كه همزمان با فراگير شدنش انتشار يافته است، اين موضوع يكي از فرآيندهاي جامعه مدرن است و در عرف جامعه شناسي داراي مرزهاي تعريفي خاص و عموماً برخاسته از نگرش عقلاني نسبت به قانون و حقوق افراد در جامعه است(عباسي،457:1386).

برداشت ها و نگرش هایی که ناظر به مفهوم جامعه مدنی و شهروندی است بر روند، فرآیند سرشت و سرنوشت شکل گیری و شکل دهی به شهروندی در یک جامعه تأثیر به سزایی دارند. بنابراین فهم پدیده ها بر نحوه عینیت یافتگی آن ها مؤثر است. لذا شناخت برداشت های نظری از مفاهیم، کمک زیادی به شناخت پدیده ها می کند. این اصل در مورد مفهوم شهروندی نیز صادق است. در زمینه مفهوم شهروندی برداشت مدیران شهری و مقامات محلی، شهرداران، اعضای شوراهای اسلامی، اعضای احزاب و تشکل هاي سیاسی، نمایندگان مجلس(کنشگران جمعی و مطبوعاتی) از این مفهوم حائز اهمیت می باشد(نجاتی حسینی،18:1380).

به این ترتیب شهروندی بیش از هر هویت دیگری قادر است انگیزه های اساسی انسان ها را که هگل آن را نیاز به رسمیت شناخته شدن می نامند، ارضاء نماید. موقعیت شهروند بر یک حس عضویت داشتن در یک جامعه گسترده دلالت دارد. این موقعیت، کمکی را که یک فرد خاص به آن جامعه می کند، می پذیرد، در حالی که به او استقلال فردی را نیز ارزانی می دارد. شهروندان به عنوان کارگزاران خلاق همواره راههای جدیدی برای بیان شهروندی شان می یابند. برای شکل دادن به نیازها و آرزوهای در حال تغییر شهروند و جامعه به حقوق، وظایف و نهادهای جدیدی نیاز خواهد بود. از آنجایی که شهروندی در مورد روابط انسانی است نمی توان تعریفی ساده و ایستا را که برای همه جوامع و همه زمان ها به کار رود برای آن ارائه نمود )فالکسي،1381:17-9 ).

4-3. مديريت شهري

گستردگی و پیچیدگی مسائل شهری و رشد و توسعه روزافزون شهرها، مدیریت امور شهر را به وظیفه ای دشوار تبدیل نموده است. علاوه بر موضوعاتی همچون محیط زیست، حمل و نقل، ایمنی و برنامه ریزی شهری یکی از عوامل مهمی که تأثیر فزاینده و تعیین کننده ای بر عوامل سازنده شهری دارد، مدیریت شهری است. اگر شهر همچون سازمانی درنظر گرفته شود لازم است که در رأس آن عنصری برای برنامه ریزی آینده و اداره امور کنونی قرار گیرد. این عنصر را می توان مدیریت شهر نامید. مسائل بسیاری در شهرها و جود دارد که برای حل آن ها وپاسخ به درخواست های موجود در عرصه های زندگی جمعی وجود مدیریت شهری ضروری است بدین سان مدیریت شهری عبارت از سازماندهی عوامل و منابع برای پاسخگویی به نیازهای ساکنان شهر است  و شامل کارکردهای برنامه ریزی، اجرا، نظارت، کنترل و هدایت است (صرافی و دیگران، 81:1379-70 )که برای اعمال قدرت باید برآمده از اراده شهروندان و قرارداد های اجتماعی باشد. ترادف مفهوم مدیریت شهری به رغم ماهیت آن با مفهوم شهرداری به عنوان سازمان مدیریت شهری ما را ناگزیر می سازد تا مفهوم شهرداری را نیز بیان نمائیم. در یک تعریف میتوان گفت شهرداریها با استفاده از حقوق طبیعی خود و اختیاری که قانون به آن ها اعطا نموده است، به منظور ایجاد و اداره نمودن تأسیسات عمومی، وضع و اجرای نظامات شهری و تأمین نیازمندی های مشترک محلی به وجود می آیند و به آن اختیار و نمایندگی می دهند تا هزینه خدماتی را که بر عهده آن واگذار گردیده است با اسلوبی منطقی و  عادلانه بین سکنه شهر و استفاده کنندگان توزیع و سرشکن نموده، از آن ها وصول کند(هاشمی،6:1371).

گستردگي، تنوع و پيچيدگي مفهوم مديريت شهري، چنان است كه به هيچ وجه نمي توان شهرداري را معادل مديريت شهري دانست؛ شهرداري مسؤول مديريت شهر است. مديريت شهري مترادف با همه بازيگران عرصه شهر است و نقش شهرداري به عنوان هسته مركزي مدير يت شهر، هدايت، نظارت، راهبري و جلب مشاركت ساير بازيگران است)كياني،(107:1387.

مديريت شهري به تمامي نهاد ها، سازمان ها و افرادي گفته مي شود كه به صورت رسمي يا غيررسمي در فرآيند مديريت شهر اثرگذار هستند. پس مديريت شهري فقط شهرداري و شوراي شهر نمي باشد و هر عنصري كه به شكلي در فرآيند مديريتي شهر اثري دارد در اين حيطه قرار دارد.

4-3-1. اهداف مديريت شهري

- ارتقاي شرايط كار و زندگي همه جمعيت شهر با توجه به افراد و گروه هاي كم درآمد.

- تشويق توسعه اقتصادي و اجتماعي پايدار.

-  حفاظت از محيط كالبدي شهر.

4-3-2. وظايف مديريت شهري

- آماده سازي زيرساخت هاي اساسي براي عملكرد كارآمد شهرها.

- آماده سازي خدمات لازم براي توسعه منابع انساني، بهبود بهره وري و بهبود استاندارد هاي زندگي شهري.

- تنظيم فعاليت هاي تأثيرگذار بخش خصوصي بر امنيت، سلامتي و رفاه اجتماعي جمعيت شهري.

-  آماده ساختن خدمات و تسهيلات لازم براي پشتيباني فعاليت هاي مولد و عمليات كا رآمد موسسه هاي خصوصي در نواحي شهري.

4-4. مشارکت شهروندی

تعریفی که در این گفتار از مشارکت شهروندان می توان بیان نمود عبارت است از: مشارکت شهروندان در ایجاد، اصلاح و اداره محله و محیط مسکونی خود. به این معنی که منظور آن دسته از فعالیتهای مشارکتی شهروندان است که در سطح محلی انجام گرفته و جلوه ها یا آثار کالبدی دارد(سعیدی رضوانی، 56:1384).

در تعریفی دیگر مشارکت شهروندان در دو مفهوم گنجانده شده است:

الف- مشارکت مردم به مفهوم شرکت دادن که مختص به همکاری بخش خصوصی با شهرداری است. در این نوع همکاری بخش خصوصی که بر اساس قواعد بازار عمل می کند به منظور کسب سود اقتصادی و با دریافت بهای خدماتی که عرضه می دارد با شهرداری همکاری می کند. قاعدتاً شهرداری ناظر بر فعالیت این بخش است  و واگذاری انجام پاره ای از وظایف به بخش خصوصی به معنای عدم مسئولیت شهرداری  در قبال کیفیت ارائه خدمات نیست.

ب- مشارکت به معنای مشارکت فعال با شهرداری که بخش مردمی گونه ای از بخش خصوصی است و قصد آن انتفاع مالی نیست و انگیزه های اجتماعی، مبنای همکاری آنان با شهرداری است. بر خلاف بخش خصوصی که با هدف تحصیل سود با شهرداری پیمان همکاری می بندد، اهداف این بخش که اعضای آن در سازمانهای غیر دولتی، سازمانهای خصوصی و سازمانهای مبتنی بر جامعه محلی متشکل شده اند، همکاری و خود اتکائی است. برخی از خصایص مشترک این سازمانها عبارتند از: غیر دولتی بودن، استقلال مالی، خودمختاری و استقلال عملی، مدیریت توسط هيأتي از مدیران منتخب برای دوره ای معین و داشتن اهداف و طرحهای انسان دوستانه.

مشارکت مردم در اداره امور شهرها در عرصه های مختلفی قابل تحقق است. با در نظر گرفتن دومعیار نوع و زمینه مشارکت می توان این عرصه ها را به صورت زیر طبقه بندی کرد: مشارکت در مدیریت و تصمیم گیری شهری، مشارکت در آبادانی شهر، مشارکت در تأمین ایمنی شهر و مشارکت در بهبود محیط شهری (علوی تبار،12:1378).

تجربه نشان داده است که مشارکت مردمی در اداره امور شهری باعث بهبود کارآیی، تخصیص هزینه به سوی اولویت های اجتماعی و پروژه های زیربنایی می گردد. مشارکت مردمی که نوعی تمرکزگرایی در اداره امور می باشد باعث افزایش توسعه انسانی، تعامل، برابري و تحقق عدالت اجتماعی- سیاسی می گردد(حکمت نیاو موسوی،134:1385).

 عدم مشارکت مردم باعث توجیه نشدن آنان نسبت به اهداف  و محتوای آن و تهیه طرح بر اساس زمینه فکری مشاور و کارفرما و تهیه طرح بدون توجه به نیازها، خواسته ها و اولویت های مردم می شود که این مورد باعث مشارکت کمتر در فرآیند اجرای طرح ها و برنامه ها می شود. به خصوص اگر این نکته را مدنظر قرار دهیم که قسمت عمده ای از هزینه های اجرایی طرح به طور مستقیم و غیر مستقیم توسط مردم پرداخت می شود موضوع مشارکت مردم در اجرا ملموس تر می شود(پور احمد و دیگران، 75:1385). مشارکت عمومی یک مؤلفه بنیادین امر برنامه ریزی خوب است. یک طرح جامع و فراگیر طرحی است که با مردم انجام شده باشد نه برای مردم(Zimmerman,1996:1).

 

 

 

5. طبقه بندی الگوهای مشارکت

الگوهای مشارکت در جهان نشان می دهد که می توان این الگوها را بر حسب سه معیار متفاوت طبقه بندی کرد: 1- نوع مشارکت، 2- زمینه مشارکت، و 3- سازماندهی مشارکت.

5-1. نوع مشارکت

از این دیدگاه می توان الگوهای زیر را از یکدیگر متمایز ساخت.

5-1-1. مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت

در این زمینه، مشارکت افراد را می توان در چهار بخش تقسیم بندی کرد: تعیین هدفها، گرفتن تصمیمات، گشودن دشواری ها و پدید آوردن دگرگونی در مجموعه یا سازمان(علوی تبار،26:1379). در برنامه ریزی و تصمیم گیری مشارکتی، مردم محلی مورد مشورت قرار گرفته و بازخورد آنها در فرآیند تصمیم گیری مورد توجه قرار می گیرد(مقیمی،264:1382).

5-1-2. مشارکت در تامین مالی هزینه انجام طرح ها

گاه منظور از مشارکت در امور شهرها این است که افراد سعی کنند تا بخشی از بار مالی مربوط به انجام یک طرح را بر عهده گیرند. میزان مشارکت در تأمین مالی هزینه ها به دو عامل بستگی دارد: میزان مطلوبیت این طرح ها برای آن فرد و قدرت و توان مالی او(مقیمی،264:1382).

5-1-3. مشارکت در تأمین نیروی انسانی

یکی دیگر از انواع مشارکت این است که افراد نیروی انسانی لازم را برای انجام یک فعالیت خاص تامین کنند. یعنی شهروندان با در اختیار گذاشتن نیرو و توان خویش به صورت داوطلبانه از هزینه های اجرایی آن می کاهند و در عمل می کوشند تا طرح مورد توافق خود را به اجرا در آورند(علوی تبار،26:1379).

5-2. زمینه مشارکت

به دلیل گستردگی فعالیت هایی که توسط مدیریت شهرها انجام می گیرد زمینه های مختلفی از مشارکت را می توان در شهرها شناسایی کرد. لذا زمینه های مشارکت در امور شهرها را می توان تحت عناوین زیر طبقه بندی کرد:

  • فعالیت های عمرانی(ایجاد خیابان ،کوچه،ایجاد میدان هاو....)
  • فعالیت های مربوط به محیط زیست( ایجاد فضای سبز و زیباسازی شهر)
  • فعالیت های مربوط به ایمنی شهر( ایجاد ایستگاههای آتش نشانی، رفع خطر از بناها)
  • فعالیت های نظارتی(نظارت بر حسن انجام قوانین و مقررات مربوط به زندگی شهری)
  • خدمات شهری( تنظیف معابر و دفع زباله، ارائه خدمات مربوط به غسالخانه و گورستان)
  • فعالیت های مربوط به رفاه اجتماعی(تأسیس فرهنگسراها، تأسیس کتابخانه، و...) ( مرکز مطالعات برنامه ریزی شهری، 104:1380).

5-3. نوع سازماندهی

بر حسب نوع سازماندهی می توان دو نوع سازماندهی الگوی مشارکت را از یکدیگر متمایز ساخت.

  • سازماندهی رسمی: که تشکل های رسمی یا نسبتاً رسمی و برانگیخته را شامل می شود. این سازماندهی بر مبنای دستاوردهای حداکثر کارایی صورت می پذیرد.
  • سازماندهی غیر رسمی: که اساساً تشکل های خود جوش و خود انگیخته جامعه را شامل می شود. سازماندهی بدون توجه به دستاوردهای دانش جدید مدیریت صورت گرفته و مبتنی بر تجربیات شخصی و سنن اجتماعات است( علوی تبار، 30:1379). در بررسی تارخچه مشارکت اجتماعی در دو بعد رسمی و غیر رسمی می توان گفت در ایران مشارکت های غیر رسمی از دیر باز وجود داشته است و با وجود دگرگونی ها و تحولاتی که جامعه طی صد سال اخیر به خود دیده است، هنوز هم با قدرت در بسیاری از شهرهای کشور ما حیات دارد(یزدان پناه، 108:1383).

5-4. انگیزه مشارکت

انجام هر امر غیر اجباری مستلزم انگیزه هایی است که شخص را ترغیب به آن امر می نماید. مشارکت نیز اینگونه است. عامل اولیه و انگیزه اصلی مشارکت خواسته ها و شرایط روحی و روانی است که می تواند شخصی بوده و یا اینکه شامل گروهی با تفکری خاص باشد. از نظر انگیزه ای که شهروندان برای مشارکت دارند، مشارکت شامل مشارکت خود انگیخته( خود خواسته یا مشارکت فعال)، مشارکت بینابینی( میان خواسته یا مشارکت نیمه فعال)، مشارکت دگر انگیخته( دگر خواسته یا مشارکت اسمی و ظاهری)می باشد.

5-5. میزان دخالت و شرکت دادن شهروندان

طرح های مشارکتی توسعه، از لحاظ میزان دخالت و شرکت دادن گروههای هدف( بهره بردار و مردم محلی) در برنامه ها می توان به مشارکت انفعالی، مشارکت به وسیله مشاوره، مشارکت به خاطر مشوقهای مادی، مشارکت تابعی و مشارکت تعاملی اشاره کرد. ضعیف ترین و کمرنگ ترین سطح مشارکت در حیطه مشارکت انفعالی قرار می گیرد. در این نوع مشارکت معمولاً کارها به صورت یک سویه از طرف مدیر پروژه بدون توجه به عکس العمل مردم جهت اطلاع جوامع محلی ابلاغ می شود. در مشارکت تعاملی که عالی ترین و کامل ترین سطح مشارکت می باشد، مردم علاوه بر تشکیل و تقویت نهادهای مشارکتی، در نگهداری و حمایت از ساختارها و فعالیت ها نقش خواهند داشت. در این نوع مشارکت حضور مردم به عنوان یک حق تلقی می شود. در حالی که در سایر انواع، مشارکت به عنوان ابزاری جهت کاهش هزینه ها مطرح می باشد(نمازی و دیگران، 48:1380و47).

5-6. جایگاه شهروندان در پروژ های شهری

مردم از نظر جایگاهی که در پروژه های شهری دارند و نوع مشارکتی که می توانند عملاً داشته باشند، و اینکه شکل دهندگان مشارکت چه هدفی را(مشارکت یا ضد مشارکت) دنبال می نمایند می توانند به طریق زیر عمل نمایند:

1- خود انگیخته 2- تعاملی (کنشی) 3- مشارکت به خاطر انگیزه های مادی 5- اطلاعات دهی و مشورت کردن 6- مشارکت انفعالی 7- صوری و فریب (ظاهر فریبانه) (یاور، 32:1380-29).

 

6. دیدگاههای جدید مشارکت شهروندی در جهان

6-1. نظریه جیمز میجلی Jemes Midgley(1986)

میجلی بر مبنای پاسخ دولتها به مشارکت، آن را به چهار نوع تقسیم می کند:

  1. شیوه های ضد مشارکتی: طرفداران این طرز تفکر معتقد به سرکوب مشارکت توده ها هستند. حکومتها اجازه مداخله و مشارکت همگانی در تدوین سیاستها را که ممکن است با اهداف کلان اجتماعی و اقتصادی آنها تعارض پیدا کند، را نمی دهند(ازکیا و غفاری، 164:1383).
  2. شیوه مشارکت هدایت شده: در این شیوه دولت از مشارکت اجتماعات محلی با انگیزه های پنهانی، حمایت می کند. مشارکت اجتماع محلی در این شیوه به منظور کنترل سیاسی- اجتماعی، با علم به اینکه مشارکت، اجرای طرح را تسهیل می کند به کار می رود(ازکیا و غفاری، 166:1383).
  3. .در مجموع دولتها، با بهره گیری از شیوه مشارکت هدایت شده اهداف زیر را دنبال می کنند: استفاده ابزاری از مشارکت، برای اجرای پروژه های عمرانی- کنترل جنبش ها و اجتماعات محلی- استفاده از جاذبه ی مشارکت برای کسب مشروعیت سیاسی- اجتماعی.
  4. شیوه مشارکت فزاینده: در این شیوه، دولت  در برخورد با مشارکت به شکلی دوگانه عمل می کند، به این ترتیب که در موضع گیريهای رسمی از آن حمایت می کند اما عملاً در مسیر تحقق پیشنهادهای مشارکتی اقدام موثری انجام نمی دهند(ازکیا و غفاری، 1383،168).
  5. شیوه مشارکت واقعی: در این شیوه، دولت به صورت کامل از مشارکت اجتماعی حمایت می کند و از طریق ایجاد ساز و کارهایی برای ورود مؤثر اجتماعات محلی در تمامی زمینه ها، تلاش می کند. در این شیوه مشارکتی، علاوه بر ایجاد نهاد های اصیل محلی، متعهد به فعالیتهای مشارکتی از طریق آموزش و تقویت اجتماعی محلی، تدارک مواد و دیگر اشکال کمک و نیز ایجاد هماهنگی در تصمیمات مرکزی، منطقه ای و محلی می باشد( ازکیا و غفاری، 1383،169).

6-2. نظریه دیوید دریسکلDavid Driskell(2002)

دریسکل در اثر خود با عنوان" شهرهایی بهتر همراه با کودکان و نوجوانان( راهنمایی برای مشارکت)"، که توسط یونسکو به چاپ رسیده مباحثی در رابطه با مشارکت و انواع آن طرح می کند(سعیدی رضوانی، 18:1384). از نظر دریسکل اشکال مختلفی از مشارکت وجود دارد که در دو دسته کلی تر مشارکت و نامشارکت جای می گیرد.

6-3. نظریه ساموئل پلSamuel paul (1988)

ساموئل پل در سال 1998 در تحقیقی که برای بانک جهانی انجام داد، چهار سطح برای مشارکت شهروندان در اجتماعات محلی شناسایی کرد که عبارتند از: 1- تسهیم اطلاعات 2- مشاوره 3- تصمیم گیری 4- اقدام به عمل( بالاترین سطح) (شریفیان ثانی، 45:1380).

6-4. نظریه پریتی و کورن وال Pretty & Cornwall (1996)

پریتی، بر اساس تجزیه و تحلیل خود از مشارکت اجتماعی، که طی بیش از 15 سال تحقیق بر روی پروژه های موفق و ناموفق در کشاورزی انجام داد نتیجه گرفت که وقتی مشارکت اجتماعی به سوی مشارکت متقابل و تعاملی پیش می رود احتمال پایداری توسعه در زمینه مورد نظر بیشتر است. جمع بندی دیدگاه های پریتی و کورن وال در تقسیم بندی آنها از انواع مشارکت، هفت نوع مشارکت را نتیجه می دهد: 1- عضویت ظاهری 2- پذیرش بی چون وچرا 3- مشاوره 4- مشاوره به دلیل انگیزه های مادی 5- مشارکت وظیفه ای یا کارکردی 6- مشارکت تعاملی 7- تحرک خود جوش.

 

7. تجارب جهانی

در این قسمت طرحها و برنامه هایی مورد توجه قرار می گیرد که در آن مشارکت مردم و توجه به عوامل، اساس کار بوده و موارد انتخابی از نظر تنوع و انطباق با مسائل واقعی از مزیت خاصی برخوردار باشد و تجاربی در خصوص کشورهای جهان ارائه می گردد.

7-1. پروژه توسعه کامپونگ ها: نمونه ای از توسعه مشارکتی در جاکارتا( اندونزی)

شرایط مسکن و چاره سازی برای آن به صورت گسترده ای از یک بخش تا بخش دیگری در متروپلیتن جاکارتا متفاوت است. این برنامه بانک جهانی در تلاش است تا کاری متفاوت( و بهتر) از یک توانمندسازی سایتها در درون یک شهر بزرگ انجام دهد. برای دستیابی به چنین هدفی، آنها از سازمانهای اجتماعی(CBOs سازمانهای مردمی محلی) به مثابه آغازگران پروژه استفاده کردند تا از این طریق بتوانند مشوق یک فعالیت، ابداع و خودپایداری اجتماعی که در یک پروژه توانمندسازی می تواند صورت پذیرد، باشند.

تلقی غالب این است که این برنامه یکی از بهترین برنامه های کاهش فقر و تسکین فقر در سطح جهان است به چند دلیل: اولاً پایین بودن سطح سرمایه هزینه شده برای هر نفر( 118 دلار آمریکا در جاکارتا و 23 دلار در شهرهای کوچک) و ثانیاً پایداری این روش در کاهش فقر.

از زمان پذیرش این طرح در سال 1999 این تصور در 800 شهر اندونزی رواج یافت که در حدود 30 میلیون نفر از این طرح منتفع شده و یکی از بهترین راهکارهای کاهش فقر در جهان محسوب می شود.

برنامه KIP( کامپونگ، به معنای مناطق حاشیه نشین) دارای سه فاز بود:

فاز اول و دوم بر روی احیاء کالبدی و فیزیکی متمرکز شده و فاز سوم بر روی ابعاد اقتصادی، اجتماعی در جهت برابری. برنامه در اختصاص 12 درصد از بودجه به توسعه اقتصادی متمرکز شده بود.

اهداف این پروژه عبارت بود از :

  • تأمین مسکن شهری و ایجاد زمینه های مؤثر در حمایت از برنامه های کاهش فقر شهری.
  • ارتقاء هماهنگی میان نمایندگان مستقلی که با بخشهای اجرایی پروژه در ارتباطند.

مؤلفه های این پروژه ها:

در پروژه بهبودسازی کامپونگ ها فاز اول و دوم به بهینه سازی کالبدی و فاز سوم علاوه بر بهینه سازی فیزیکی به توسعه اجتماعی و اقتصادی نیز توجه دارد.

  • توسعه اقتصادی از طریق آموزش کار.
  • توسعه فیزیکی از طریق بهبود شرایط مسکن، معابر و جاده ها، آب و فاضلاب، خدمات بهداشتی و درمانی و تجهیزات شهری نظیر پست که در حدود 88 درصد از بودجه را به خود اختصاص داده اند.
  • توسعه اقتصادی از طریق طرح اعتباری کوچک مقیاس و انتظام بخشی به فروشگاههای کوچک چند منظوره که 12 درصد از کل بودجه را به خود اختصاص داده اند.

از بعد مشارکتی ارزیابی های بانک جهانی نشان داد که اگر ساکنان فقیر و بی بضاعت شهری توانایی برآورده کردن نیازهای اولیه شان را نداشته باشند، توانایی حضور در امر مشارکت برای توسعه را نیز نخواهند داشت.

(http://web.mit.edu/urbanupgrading/upgrading/case-examples/ce-IO-jak.ht).

7-2. برنامه های عمل مشارکت شهری در سومولو نیجریه

سومولو یک مادرشهر از ناحیه(log) است که جمعیتی در حدود یک میلیون نفر را در خود جای داده است. مهمترین ویژگیهای آن تراکم بالا، سکونت گاههایی با درآمد پایین که به صورت همگرایانه در مجاورت CBD (مرکز تجاری شهر) مکان یابی شده اند. خدمات شهری را می توان در یک بیان مسامحه آمیز از شرایط به صورت فقدان منابع و فساد همه گیر عنوان نمود.

آیا وجود این مسائل ناشی از این مسئله است که متولیان امور شهری فعالیتهایشان را بر مبنای مدیریت دمکراتیک تنظیم نموده اند؟

آیا برای تأمین خدمات و زیرساختهای پایه به شیوه ای پایدار و یکسان برای تمام شهروندان عمل نموده اند؟

این مسأله باعث تعارضاتی پس از یک دهه برنامه ریزی بالا به پایین و ضعف اجرایی گردید.

سومولو یک جامعه فعال است که در آن 37 مدیر توسعه اجتماعی در جهت بهبود شرایط عام زندگی به کار مشغولند. جامعه مشغول و درگیر فرآیند تصمیم سازی از طریق نشستهای مشارکتی متنوع است، تا از این طریق برنامه های مدیریت شهری و مدیران محلی را به یکدیگر نزدیک سازد. تأمین آب و خاک، مدیریت فاضلاب، نوسازی جاده ها و زه کشیها به عنوان مشخص ترین خصوصیات این طرح مشارکتی است که طی آن مسئولان شهری 40 درصد از بودجه را در جهت تأمین زیرساختهای پایه به آن اختصاص داده اند. بازسازی جاده در حدود 21 کیلومتر انجام گردید، زیرساختهای زه کشی آب در حدود 25 کیلومتر نصب شد. 14 تونل زیرسطحی ساخته شد و 12 کانال زیرزمینی حفر گردید.

مدیران توسعه اجتماعی این برنامه ها را مدیریت کردند، تا از این نکته اطمینان حاصل کنند که شهروندان به آب آشامیدنی سالم دسترسی پیدا خواهند کرد.

دیگر منافع حاصله از فرآیند مشارکتی شامل ساخت یک مرکز مراقبت روزانه، ایستگاه پلیس و مرکز کمکهای اولیه و برنامه های پرداخت اعتبارات خرد تا سقف ده هزار دلار که به صورت چرخشی در بین اعضاء و توسط دولت محلی و با هدف ایجاد اشتغال در بین جوانان سومولو ایجاد گردید.

(http://www.unhabitat.org/programmes/ump2/nigeria.htm)

7-3. مشاركت شهروند دولت در دهلي (هندوستان)

شهرداري با جمعيتي چند ميليوني و شرايط متنوع اقتصادي و دامنه اي متنوع از كشاورزي مدرن و صنعت و صنايع پيشرفته امروزه با شرايط بحران زا در زمينه هاي محيطي، ترافيك و خدمات عمومي مواجه شده است.

بيرون زدگي جريانهاي فاضلاب، برخي محدوديتهاي اماكن عمومي، جاده هاي بدون استاندارد و ترافيكهاي طولاني همراه با پس مانده ها و آلودگي هاي صنعتي از مشخصات بارز اين شهر مي باشد. مديريت شهري هزينه بر بوده و شيوه هاي همگرايانه براي حل مشكلات موجود تاكنون نتايج مثبتي در بر نداشته است.

دولت NCT(دولت محلي) در دهلي يك ابتكار در سال 2000 به كار گرفت، تا طي آن بتواند شهروندان را به صورتي گسترده از برخي خدمات بهره مند سازد. اين امر از طريق به بكارگيري روندها و سياستهاي انتخابات اعضا از طريق گروههاي بزرگ و پويا  و اتحاديه هاي املاك با همكاري شهروندان و ادارات انجام گرديد.

دولت محلي دهلی يك مكان را به عنوان محل مشاركت در نظر گرفت و يك چارچوب جاذب دولتي با نام (obgidarh) كه به مفهوم مشاركت است را تشريح كرد.

اين يك ابداع خوب بود. چرا كه يك فرايند ديالوگي بين شهروندان و دولت را براي كشف مشكلات و بهبود كيفيت زندگي شهروندان به كار مي گرفت. روش شناسي گروههاي بزرگ همگرا بر مبناي استفاده از آموزش گروههاي شهروندي و پرسنل شهروندي و پرسنل  اداري دولتي در جهت توسعه وفاق عمومي بر روي مباحث مشاركتي بود. اين مباحث شامل دسترسي به آب، قدرت، بهداشت، خدمات اجتماعي، امنيت و محيط بود.

Bhagidar كمك نمود به توسعه يك چارچوب دموكراتيك از دولت كه بتواند مشاركت رفاهي ساكنان، گروههاي روستايي، بازار و اتحاديه كارگران، اتحاديه صنعتي و NGO  ها را در گروههاي محلي برانگيزاند.

اين اتحاديه ها در درك موضوع جامعه مدني عام موثر بوده و ضمن ارائه راه حلها جهت بهبود محيط و كيفيت زندگي افراد راه حلهايي كارا نيز ارائه(فرمول بندي) مي كنند.

ابتكاري از طريق 20 اتحاديه رفاهي ساكنين آغاز شد، مظهر يك مشاركت فعال بيش از 1300 گروه شهروندي با جمعيتي در حدود 50 ميليون نفر است.

Bhagidar در طي سه سال اخير ابداعات موفقيت آميز خويش را در زمينه تأسيس مدرسه و كميته رفاه و توانمندسازي زنان(از طريق مجتمع هاي توانمند سازي) و گشايش مراكز مديريت منابع آغاز كرده است. بيش از 100 هزار زن از طبقات پايين تر جامعه از اين طرح منتفع شدند. 52 ناحيه مسكوني از شبكه انتقال زه كشي(رواناب) بهره مند شدند كه اين مسأله از طريق كميته مشاركت در جهت احياي گسترده مسيرهاي انتقال آب ميسر شد.

آ‍‍‍‍ژانسهاي اجتماعي و دولت محلي دهلي توانستند از اين طريق يك مركز تكنيكي اعتباري پايدار را تأسيس كنند.

(http://dehligovt.nic.in/bhagi.asp)

7-4. برنامه ريزي شهري مشاركتي جهت بهبود حكمروايي محلي استان گوي ما راز (فيليپين)

استان جزيره مانند گوي ماراز فيليپين در مجاورت 500 كيلومتري جنوب مانيلا بين جزاير بزرگتر پاناي ونگورز در غرب ويساياس واقع شده است.

در حدود 60 هزار هكتار (به اندازه سنگاپور) مساحت دارد. جمعيت آن 133 هزار نفر و پايتخت آن نيز اي لوالوي است. اويوماراز مي توانند به عنوان يك ناحيه شهري تلقي شود كه متأثر از رشد شهري است.

در سال 1994 دولت مركزي اوياماراز در مشاركت با موسسه كانادايي بر روي يك فرآيند برنامه ريزي توسعه اي عام المنفعه و جامع محور همكاري كردند، كه اين برنامه در سه سطح دولت محلي انجام گرديد. اين برنامه با بودجه گذاري حمايتي آژانس توسعه  ملي كانادا پايه گذاري شد و بر روي ظرفيتهاي واحدهاي دولت محلي در جهت تقويت اقدامات توسعه اي پايدار و برنامه ريزي اجتماعي و تصميم سازي تأكيد داشت. حمايت دولتهاي محلي فيليپين از اين برنامه نوعي تمايل به تمركززدايي از فعاليتهاي دولت مركزي و واگذاري آن به متوليان محلي و همچنين قدرت بخشي به جوامع محلي را نشان مي داد كه با توجه به لايحه حكمروايي محلي تصويب شده در سال 1991 ضروري مي نمود.

اين پروژه مشاركتي يك مطالعه موردي در رهيافتهاي عملكرد گرايانه محسوب مي شود. اين پروژه قادر بود كه بيش از 5 هزار نفر از آژانسهاي توسعه ملي، متوليان محلي، بخش خصوصي و جامعه مدني را در يك برنامه ريزي جامعه محور و فرآيند تصميم سازي مورد استفاده قرار دهد.

اين پروسه باعث شد تا تكميل طرحهاي راهبردي در سه سطح دولت محلي، استاني، 5 شهرداري و96 baraugays(مركز خدمات روستايي) انجام شود.

طرحهاي راهبردي كه در سال 1996 تهيه شد، جهت گيري آنها در راستاي تجهيز كردن و استفاده صحيح از منابع مالي و انساني در جهت توسعه اجتماعي، محيطي و اقتصادي دولت محلي در اين راستا جزيره اي انديشيده  شد.

تكميل پروسه برنامه ريزي راهبردي يك بازتاب آموزشي يا آموزش از طريق انجام را در پي داشت كه مبتني بود بر مجموعه اي از خصوصيات در فرآيند برنامه ريزي راهبردي و فرآيند مشاركت جامعه محور كه از قبل پيش بيني شده بود.

اين پروژه در راستاي تكميل سه طرح انجام شد كه  هدف از اين سه طرح دستيابي محسوس به برخي از مزاياي پيش بيني شده در طرح بود(به اضافه مزاياي ناشي از عناصر برنامه ريزي و ظرفيت سازي).

نتيجه و برون داد و تآثير عملكرد آن در گوي ماراز نشان دهنده اين بود كه افراد مي توانند عملكردهايشان را در سه مكان متفاوت بروز دهند: جزيره بوراكايسن، استان آك لان و شهرداري مالاي.

(http://www.bestpractices.org/bpbriefs/urban_governance.html).

 

نتیجه گیری:

با نگاهي تحليلي و تطبيقي بر فرآيند مشاركت شهروندي از طريق بررسي نمونه هاي موردي در جهان مي توان دريافت كه در ساير كشورها، بنيادهاي نظري و مباني فلسفي و اجتماعي روشني براي شكل گيري فرآيند مشاركت شهروندان، با تأكيد بر نيازهاي فردي و مطالبات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي وجود دارد. اين مهم سبب گرديده مشاركت شهروندي در اين كشورها از صرف شعار و تبليغات ظاهري و عوام فريبانه خارج و به سمت و سوي پيش بيني بسترها و زمينه هاي لازم حقوقي و قانوني و ايجاد ظرفيتهاي مناسب مرتبط با شهروندمداري در جامعه سوق يابد.

علاوه بر اين، بررسي سازوكارهاي مشاركت شهروندي در ساير كشور بيانگر اين واقعيت است كه ظهور " شهروندي " در اين كشورها با تشويق مردم به مشاركت در برنامه ريزي، نظارت و مديريت شهرها همراه بوده است. اين مسأله سبب توسعه شهري در زمينه هاي مختلف محيط زيست، فرهنگي، معماري، هنر و...، همچنين جلوگيري از جدايي و محروميت مناطق مختلف موجود در داخل شهرها شده است. بررسي تجارب جهاني شركت شهروندي حاكي از آن است  که  اگر جذب مشارکت مردم محلی به گونه ای مناسب انجام پذیرد، دستاوردهای ارزشمندی خواهد داشت از جمله: 1- توانمندسازی و ارتقاء شخصیت مردم محلی و تربیت رهبران محلی 2- درگیر کردن افراد و ایجاد احساس مالکیت 3- گسترش مراکز قدرت و تقسیم قدرت به مردم 4- بهره گیری از دانش بومی 7- ارتقاء آگاهی های فنی-  اجتماعی مردم 8- تأمین رضایت خاطر افراد 9- بالا بردن سطح کیفیت اجرایی پروژه ها 10- ایجاد مسئولیت در افراد 11- محول شدن تصمیم گیریها به مردم 12- کسب اطلاعات دقیق درباره نیازها، اولویتها و استعدادهای مردم.

 

منابع

  1. ايماني جاجرمي، حسين ;بيگدلي، مهرناز; حناچي، سيمين (1383)، مديريت شهري پايدار، بررسي تجارب مشاركتي شهرداري ها و شوراهاي اسلامي شهرهاي ايران، انتشارات سازمان شهرداري ها، چاپ دوم، تهران.
  2. ازکیا، مصطفی; غفاری، غلامرضا(1383)، توسعه روستایی با تاکید بر جامعه روستایی ایران،نشر نی ،تهران.
  3. حبيبي،سيد محسن(1383)، ازشهرتا شهر، تهران: انتشارات دانشگاه تهران ،چاپ پنجم.
  4. حكمت نيا، حسن; موسوي، مير نجف (1385)،تحليلي تاريخي از مشاركت شهروندان در اداره امور شهرهاي ايران، فصل نامه تحقيقات جغرافيایي، سال 21، شماره 80.
  5. رضا زاده ،مرضيه (1385)، عوامل اجتماعي و تحول فرم فضاي شهري، تهران: پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري.
  6. زيادي ، كرامت ال...; مهدنژاد، حافظ; پرهيز، فوئاد (1388)، مباني و تكنيك هاي برنامه ريزي شهري، انتشارات دانشگاه بين المللي چابهار، چابهار.
  7. سعیدی رضوانی، هادی(1384)، شهرسازی مشارکتی برای ساماندهی قلعه آبکوه مشهد، پایان نامه کارشناسی ارشد شهرسازی، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
  8. شریفیان ثانی، مریم(1380)، مشارکت شهروندی، حکمروایی شهری و مدیریت شهری، فصلنامه مدیریت شهری، سال دوم، شماره 8، صص45.
  9. شكيبا مقدم، محمد(1380)، مديريت سازمان هاي محلي و شهرداري ها، انتشارات مير، چاپ اول، تهران.
  10. شوريابي، حسين(1386)، ارزيابي الگوهاي مشاركت شهروندان تهراني در طرح هاي توسعه شهري و ارائه  الگوي بهينه (كوي 13 آبان) ، پايان نامه كارشناسي ارشد در ر شته جغرافيا و برنامه ريزي شهري ، دانشگاه تربيت مدرس.
  11. صرافی، مظفر و دیگران(1379)، مفهوم، مبانی و چالش های مدیریت شهری، فصلنامه مدیریت شهری،  شماره68، صص 81.

 

  1. عبدي دانشور، زهره(1388)، درآمدي برنظريه هاي برنامه ريزي با تاكيد ويژه بر برنامه ريزي شهري، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، تهران.
  2. علوی تبار،علیرضا(1379)، بررسی الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها،  انتشارات سازمان شهرداریها، تهران.
  3. فالکس، کیث (1381)، شهروندی، ترجمه محمد تقی دلفروز، انتشارات کویر، تهران.
  4. فكوهي،ناصر (1383) ،انسان شناسي شهري، تهران: نشرني، چاپ دوم.
  5. فرجامي،محمد رضا (1383)، ابعاد هويت شهري، مجموعه مقالات همايش مسائل شهرسازي ايران جلد1 (ساخت كالبد شهري  شيراز)، دانشكده هنر و معماري دانشگاه شيراز.
  6. كياني، گشتاسب(1387)، بررسي وضعيت و عملكرد مديريت شهري، نمونه موردي: سكونتگاه هاي شهري استان چهارمحال بختياري، استاد راهنما: دكتر مسعود تقوايي، پايان نامه كارشناسي ارشد، گروه جغرافياي دانشگاه اصفهان.
  7. گیدنز، آنتونی(1374)، جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، نشر نی، تهران.
  8. مركز مطالعات برنامه ريزي شهري(1380)، بررسي الگوي مشاركت شهروندان  در اداره امور شهر، فصلنامه  مديريت شهري، شماره 5.
  9. مهدي زاده، جواد و همكاران(1385)،  برنامه ريزي راهبردي توسعه شهري (تجربيات اخير جهاني و جايگاه آن در ايران)، انتشارات معاونت معماري و شهرسازي، مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري ايران، چاپ دوم، تهران.
  10. معزي مقدم، حسين(1380)، ارزيابي طرح هاي توسعه شهري و دلايل تحقق آنها در ايران، فصلنامه آبادي، سال دوازدهم، شماره 55.
  11. نجاتي حسيني، سيدمحمود(1380)، بررسي جايگاه مفهوم شهروندي در قانون شهرداري ايران، تهران: انتشارات سازمان شهرداري هاي كشور، چاپ اول.
  12. هاشمی، فضل ا... (1371)، حقوق شهری و قوانین شهرسازی، وزارت مسکن و شهرسازی، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، تهران.

24-http://fa.wikipedia.org                                                                                                                 http://web.mit.edu/urbanupgrading/upgrading/case-examples/ce-IO-jak.ht.-25

http://www.unhabitat.org/programmes/ump2/nigeria.htm-26

http://dehligovt.nic.in/bhagi.asp-27

http://www.bestpractices.org/bpbriefs/urban_governance.html.-28

 

 

 

Citizen participation, the new role in changes of urban management

(with emphasis on international experience)

 

 

Abstract

City, resident and urban management as very closely related concepts that are close together. Because of town is area with its own characteristics and application of the association. Residents can be considered as citizens and citizenship is a social position with social rights. Urban management have whatever that is essential for life and its citizens through their  participation in the affaires of their talents and abilities can improve their living conditions. Role of citizen participation in urban management  is important and they have many infrastructure developments and applications in the government of many cities. This paper uses a descriptive – analytic and study books, to investigate the factors affecting the participation of citizens in urban management and perspectives, world views and experiences of citizen participation, provide strategies and proposals to change the status of urban management services to social institution.

Keywords: citizen participation, global experiences, urban management, citizenship, city.

 

دكتر عليرضا شهركي، استاديار دانشگاه سيستان و بلوچستان

زهرا احمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد زاهدان تلفن:09158400955

آدرس: زاهدان- خ امام خمینی منازل سازمانی شرکت غله و بازرگانی بلوک سوم طبقه سوم zahmadisanaye@yahoo.com

هانیه السادات اسلامی مهدی آبادی، دانشجوی کارشناسی ارشد محیط زیست دانشگاه آزاد واحد بندر عباس

شمسی شیرانی، کارشناس ارشد جغرافیای شهری و کارشناس درآمد شهرداری زاهدان